تبليغاتX
سلام بر حاج احمد

شهدا،رهبری،وصیت نامه،سرداران شهید و ...





 

نوشته شده توسط سعید | لینک ثابت | موضوع: |

 

نوشته شده توسط سعید | لینک ثابت | موضوع: |

 

نوشته شده توسط سعید | لینک ثابت | موضوع: |

 

سلام؛ برای مبارزه با رژیم صهیونیستی و حامیانش باید مبارزه های ما برنامه ریزی شده وسازماندهی شده باشد.چنانچه مایل به عضویت در مرکز مطالعات ضدصهیونیسم می باشید می توانید برای ما پست الکترونیک ارسال نموده تا ما هم اطلاعات کافی را در اختیارتون قرار بدهیم.مرکز مطالعات ضدصهیونیسم به صورت کشوری فعالیت می کند و شهر خاصی به عنوان مرکز فعالیت در نظر گرفته نشده است.هرگونه کوتاهی در مبارزه با رژیم اشغالگر قدس جفا در حق اسلام و شهیدان؛ ======================== یاس فاطمی یادواره ۲۵مین سالگرد اسارت جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان. با حضور برادر حمید داودآبادی(پژوهشگر) زمان:۱۴تیرماه ۱۳۸۶ چنانچه مایل به حضور در یادواره هستید می توانید به عنوان میهمان ویژه آدرس و تلفن تماس خود را ایمیل نموده تا جهت حضورتان در برنامه هماهنگی لازم صورت بگیرد.ضمنا با توجه به تقارن یادواره با میلاد حضرت زهرا به تمامی بازدیدکنندگان از وبلاگ ثارالله۲۷ جوایزی اهدا خواهد شد. ========================= خواهشمند است جهت اطلاع رسانی بهینه اخبار فوق را به اطلاع دوستانتون هم برسونید. ======================== یاعلی التماس دعا
نوشته شده توسط سعید | لینک ثابت | موضوع: |

 

سلام؛ برای مبارزه با رژیم صهیونیستی و حامیانش باید مبارزه های ما برنامه ریزی شده وسازماندهی شده باشد.چنانچه مایل به عضویت در مرکز مطالعات ضدصهیونیسم می باشید می توانید برای ما پست الکترونیک ارسال نموده تا ما هم اطلاعات کافی را در اختیارتون قرار بدهیم.مرکز مطالعات ضدصهیونیسم به صورت کشوری فعالیت می کند و شهر خاصی به عنوان مرکز فعالیت در نظر گرفته نشده است.هرگونه کوتاهی در مبارزه با رژیم اشغالگر قدس جفا در حق اسلام و شهیدان؛ ======================== یاس فاطمی یادواره ۲۵مین سالگرد اسارت جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان. با حضور برادر حمید داودآبادی(پژوهشگر) زمان:۱۴تیرماه ۱۳۸۶ چنانچه مایل به حضور در یادواره هستید می توانید به عنوان میهمان ویژه آدرس و تلفن تماس خود را ایمیل نموده تا جهت حضورتان در برنامه هماهنگی لازم صورت بگیرد.ضمنا با توجه به تقارن یادواره با میلاد حضرت زهرا به تمامی بازدیدکنندگان از وبلاگ ثارالله۲۷ جوایزی اهدا خواهد شد. ========================= خواهشمند است جهت اطلاع رسانی بهینه اخبار فوق را به اطلاع دوستانتون هم برسونید. ======================== یاعلی التماس دعا
نوشته شده توسط سعید | لینک ثابت | موضوع: |

 

امان از اين خبري...

یکی بود یکی نبود،زیر این چرخ کبود،مردی از تبار نور،هم نام پاکترین مرد زمین،که صدای قدماش هنوز توگوش دوران می پیچه ونفوذ نگاهش لشکرکفر رو به یکباره می  لرزونه ،همونی که تاب دیدن مظلوم نداره،اشک چشماش می باره ،بی قرار می شه وکاری می کنه ؛ همونی که توی روزای ظلم ضحاک،توی زندونای بی رحم ساواک،بی صدا شکنجه دید ،قوی بود وتاب آورد ،به جای تک تک مردمان این خاک بلا دید ؛ همونی که  اون روزا، روزای خوب پیروزی ما،وقت شادی هم نداشت،آخه اهریمن پست،توی کردستان پاک،یه فتنه جدیدی دامن زده بود. بعداینکه مردقصه،که تاب ظلم رو نداشت،ظلم رو رسوا کرد،دست اهریمن رو از خاک وطن کوتاه کرد،عازم نبرد با توران شد...قهرمون قصه مون که حالا می شناسیدش؛همونی که تونست خاک این مملکت رو از اسارت دربیاره،گل لبخند رو لبها بکاره،یه روز صدای مظلومی شنید،صدا از اون دوردورا بود،ولی خیلی هاصدا رو نشنیده بودند،اونایی که از اسلام نبی حرمش رو هم دزدیده بودن،همونایی که صدای ابلیس میون تکبیرشون می پیچید...خلاصه بگم که قهرمون قصه مون با یه عده از پاکترین مردای خدا،راهی دفاع شدن...یه روزی که قهرمون با سه نفر رقت که از عرض وطن دفاع کنه،نذاره سفارت کشورش رو خراب کنند، چند تا از اهریمنا سدراه اون شدند...بعداون نیمروز تلخ رو کسی برا ما نگفت؛ولی گفتن عده ای رفتن دنبال خبر؛شنیدیم یکی می گه قهرمون رو کشتن، ماشینش رو پرخون یه گوشه هایی دیدند؛شنیدیم یکی میگه توی زندونای کفر از حاجی خبر دارن؛شنیدیم یکی میگه مرقد پاکش رو می تونه به ما نشون بده؛شنیدیم یکی میگه...بعد از این بیست وچهارسال که من از گهواره راه افتادم وبزرگ شدم،اونایی که دنبال خبر بودن انگاری از تموم اخبار قهرمون قصمون بی خبر بودند؛اگه خوب بهشون نگاه کنی،لباس تمیزشون رو ورانداز بکنی،یه چیز رو خوب می بینی،که اصلاً لباسها خاکی نیست!!!اصلاً انگار قدمی تو اون جاده نرفتن که خبری بیارن...!!!

آخه روزگار سخت رسیده،سخت تر از سالهای جنگ؛دیگه مدنیست واسه خد کاربکنی یا که نه حسب وظیفه کارت رو انجام بدی،توی این روزهای درد که به قصد خدمت به مسلمین توی لندن عکس یادبود میگرن،برای راحتی خلق الله تو برجشون استخر می سازن،برای حل مشکلات ایران تور قشم وکیش رو با هم می ذارن کسی فکر حاجی نیست!!! فکر قهرمونای وطن که نون وآب نمی شه،اما چرا دروغ بگم گاهی نون که سهله استیک هم می شه،ممکنه یه مهمونی تو هتل«های» هم بشه...نزدیک انتخابات که میشه هم مرد رزم بودن،جانباز وبسیجی وحافظ وطن بودن،همه زندگیشون دنبال حقوق قهرمونای خسته بودن... خلاصه قصه بگم نکنه که یه وقت با قصه هام خوابت ببره؟!وقت بیدارشدنه،وقت یهو از جاپریدنه،وقت اینه که بریم توکوچه ها دادبزنیم که:خلایق قهرمون شهرمون رو دزدیدن؛همگی میگن که بی خبرن،گوئیا بی خبری عادت شده،عادت به بی خبری انگاری منطقی شده!!

آخه بعد این ایام دراز اگه حاجی زنده است برید وآزادش کنین،واقعاً برای آزادی اون چند قدم براداشتین؟؟؟ولی اگه حاجی رفته پیش خدا،پس چرا با امروز وفرداهاتونه مادرشو مرده وزنده می کنین؟؟دوست دارین اونم مثل مادر سید محسن چشم انتظار از دنیا بره؟؟؟!!!

ولی انگار این بی خبری بد نشده!دنبال خبر رفتن نون آبی هم شده،یکی میگه قضیه مصالحه است؛اقتضای سیاست که پدر ومادر نداره،رحم ومروت نداره؛همونی که اگه اقتضا کنه حقوق قهرمونای خسته که سهله همه مردم شهر رو به بازی می گیره...ولی کاسه صبر ما لبریز شده،دیگه وقتش رسیده که با یه دونه «یاعلی مدد» آخر قصه تموم بشه...

نوشته شده توسط سعید | لینک ثابت | موضوع: |

 

یادمان یاس فاطمی

۲۵مین سالگرد اسارت جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان

با حضور برادر حمید داودآبادی وجمع کثیری از همرزمان حاج احمد

زمان:۱۴تیرماه ۱۳۸۶

جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه شود:

http://www.sarallah27.blogfa.com/

نوشته شده توسط سعید | لینک ثابت | موضوع: |

 

این هم یه عکس توپ برای همه منتظران وعاشقان حاج احمد

Image and video hosting by TinyPic

 

نوشته شده توسط سعید | لینک ثابت | موضوع: |

 

احمد متوسلیان

تولد و كودكي
در سال 1332 ه.ش در خانواده‌اي مومن و مذهبي در يكي از محلات جنوب شهر تهران به دنيا آمد. دوران تحصيل ابتدايي خود را در دبستان اسلامي «مصطفوي» به پايان برد. ضمن تحصيل، به پدرش كه در بازار به شغل شيريني فروشي اشتغال داشت، كمك مي‌كرد. احمد در همان سال هاي نوجواني با شركت فعال در هيات هاي مذهبي و كلاس هاي قرآن در مساجد جنوب شهر، از ظلم و جنايات رژيم منحوس پهلوي آگاه شد و با سن و سال كمي كه داشت قدم به ميدان مبارزه با طاغوت گذاشت.
پس از پايان دوره ابتدايي، در هنرستان صنعتي، شبانه به تحصيل ادامه داد و در سال 1351 موفق به اخذ ديپلم گرديد. سپس به خدمت سربازي اعزام شد و در شيراز دوره تخصصي تانك را گذراند و پس از آن، به سرپل ذهاب اعزام شد.
 
فعاليت سياسي – مذهبي
او در دوران سربازي، فردي مذهبي و مومن بود و در بحث ها، مخالفت خود را با رژيم ستمشاهي بيان مي‌كرد. پس از اتمام خدمت سربازي، در يك شركت تاسيساتي خصوصي استخدام شد و بعد از چند ماه، به خرم‌آباد منتقل گرديد و به فعاليت هاي سياسي- تبليغي خود ادامه داد. تا اينكه پس از مدت ها تعقيب و گريز، در سال 1354 توسط اكيپي از كميته مشترك ضدخرابكاري ساواك دستگير و روانه زندان شد و مدت پنج ماه را در زندان مخوف فلك‌الافلاك خرم‌آباد در سلولي انفرادي گذراند.
به روايت همرزمانش، با وجود تحمل شكنجه‌هاي جسمي و روحي فراوان، حسرت شنيدن يك آخ را هم بر دل سياه مزدوران ساواك گذاشت، تا اينكه او را به بند عمومي منتقل كردند و حدود نه ماه را نيز در آنجا گذراند و با بالاگرفتن موج انقلاب اسلامي از زندان آزاد گرديد و به آغوش ملت بازگشت. پس از آزادي، در شروع قيام هاي خونين قم و تبريز در سال 1356، نقش رابط و هماهنگ كننده تظاهرات را در محلات جنوبي تهران عهده‌دار شد و رابطه‌اي تنگاتنگ با حركت هاي مكتبي محافل دانشجويي و روحانيت مبارز تهران داشت.
با شدت يافتن روند نهضت اسلامي و رويارويي مردم با مزدوران طاغوت، بارها تا پاي شهادت پيش رفت و در روزهاي 21 و 22 بهمن ماه 1357 تلاش و ايثار چشمگيري از خود نشان داد.
با پيروزي معجزه آساي انقلاب اسلامي، مسئوليت تشكيل كميته انقلاب اسلامي محل خويش را عهده ‌دار شد. پس از شكل گيري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به اين ارگان پيوست و دوشادوش ساير همرزمانش با حداقل امكانات موجود به سازماندهي نيروها همت گماشت.
 
مبارزه با ضدانقلاب در كردستان
پس از شروع قائله كردستان در اسفندماه سال 1357 به همراه 66 تن از همرزمانش داوطلبانه عازم بوكان شد و به دليل ابتكار عمل هوشيارانه و فرماندهي قاطع خود توانست كليه اشرار مسلح را متواري كند و منطقه را از لوث وجود ضدانقلابيون كه در راس آنها دمكرات ها قرار داشتند، پاكسازي نمايد. او پس از تثبيت مواضع نيروهاي انقلاب در بوكان، به شهرهاي سقز و بانه رفت..
در ابتداي ورود به شهر بانه، پس از كمين ناجوانمردانه‌اي كه ضدانقلابيون به نيروهاي ستون ارتش زده بودند، طي يك عمليات دقيق ضدكمين خسارات سنگيني به آنان وارد آورد كه در اين نبرد، چهارصد اسير و دويست كشته از ضدانقلاب برجاي ماند.
پس از آن به همراه گروهي از رزمندگان از جمله معاون خود (شهيد محمد توسلي) براي فتح سنندج راهي اين شهر شد. ستون تحت فرماندهي او از سمت راست شهر، حلقه محاصره ضدانقلاب را در هم شكست و به همراه سرداران رشيدي چون محمد بروجردي و اصغر وصالي، سنندج را آزاد نمود و كمر تجزيه‌طلبان را شكست. 
در زمستان سال 1358 به او ماموريت داده شد تا جاده پاوه - كرمانشاه را كه در تصرف ضدانقلاب بود، آزاد كند. عمليات با فرماندهي او و همكاري سپاه پاوه شروع و با موفقيت كامل به انجام رسيد و ايشان به همراه ساير برادران، وارد شهر پاوه شدند. پس از مدتي، با حكم شهيد بروجردي، به فرماندهي سپاه پاوه منصوب گرديد.
 
آزادسازي شهر مريوان
اوايل خرداد 1359 ماموريت آزادسازي شهرستان مريوان كه در تصرف گروهك هاي محارب بود، به وي محول شد. تسلط ضد انقلاب در مريوان به گونه‌اي بود كه از پادگان اين شهر مي‌توانستند افرادي را كه در سطح شهر تردد مي‌كردند شمارش كنند. به همين دليل، به محض نشستن هليكوپتر در محوطه باند فرود، حاج احمد و همراهانش زير آتش همه‌جانبه دشمن قرار مي گيرند.
حاج احمد پس از ورود به شهر و سازماندهي نيروها، با يورشي سهمگين و برق‌آسا توانست شهر مريوان و مناطق اطراف آن را از لوث وجود گروهك ها پاك نموده و در اين شهر استقرار يابد.
از همين زمان بود كه مسئوليت فرماندهي سپاه مريوان به عهده ايشان گذاشته شد و بلافاصله به اتفاق شهداي بزرگواري چون حاج عباس كريمي، سيد محمدرضا دستواره، رضا چراغي، حسين قجه‌اي، حسين زماني، محسن نوراني و عليرضا ناهيدي و... به پاكسازي مواضع مزدوران استكبار اعم از كومله، دمكرات و رزگاري پرداخت. ترس و وحشتي كه از او بر دل سياه ضدانقلابيون نشسته بود به حدي بود كه به قول يكي از همرزمانش، هر وقت به ضدانقلاب خبر مي‌رسيد كه حاج احمد قصد حمله به آنها را دارد، قواي ضدانقلاب، فرار را بر قرار ترجيح مي‌دادند و مانند روباه از معركه مي‌گريختند.
آزادسازي ارتفاعات دزلي مشرف بر شهر پنجوين عراق كه در حكم سرپل نفوذ عناصر ضدانقلاب به خاك ايران اسلامي بود، را بايد از ديگر دستاوردهاي مهارت رزمي قاطعانه حاج احمد و گروه اندك همرزمانش در كردستان دانست. جالب آنكه بني‌صدر به شدت از هرگونه امدادرساني لجستيكي به نيروهاي سپاه در كردستان (از جمله مريوان) خودداري مي‌كرد و حتي دستور اكيد و مكتوب داده بود تا به سپاه مريوان حتي يك فشنگ هم تحويل داده نشود و بدين گونه حاج احمد در چنين وضع دشواري به نبرد مظلومانه سرگرم بود.
در دي ماه 1360 و در شب 27 رجب، مصادف با بعثت حضرت رسول اكرم(ص) ؛ عمليات سرنوشت ‌ساز محمدرسول‌الله(ص) از دو محور مريوان و پاوه بر روي منطقه خرمال توسط حاج احمد و شهيد همت رهبري شد كه در اين محور، رزمندگان اسلام به مرزهاي بين‌المللي رسيدند. اين عمليات در حقيقت سنگ بناي تاسيس تيپ 27 حضرت رسول(ص) به شمار مي‌رود.
 
شركت در جبهه جنوب
حاج احمد در سال 1360 پس از بازگشت از مراسم حج، ماموريت يافت تا رزم بي‌امان خود را در جبهه‌هاي جنوب ادامه دهد. او از طرف فرماندهي كل سپاه مامور شد با بكارگيري برادران سپاه مريوان و پاوه تيپ محمدرسول‌الله(ص) – كه بعدها به لشكر تبديل شد – را تشكيل دهد و فرماندهي تيپ مذكور را نيز خود به عهده گيرد. بدين ترتيب به فاصله كوتاهي حاج احمد و برخی سرداران نامي كردستان راهي جبهه‌هاي جنوب شدند تا تدابير نوين دفاعي كشور، نظام فرهنگي يگان هاي رزمي منظم و مكانيزه سپاه در جنوب را سامان بخشيده و آزادسازي مناطق اشغالي خوزستان را سرعت بخشند.
رزمندگان تيپ 27 محمدرسول‌الله(ص) براي ورود به مصاف فتح‌المبين پس از طي يك دوره فشرده آموزشي توسط حاج احمد، خود را آماده كردند و در شب دوم فروردين ماه سال 1360 در محور دشت عباس (چنانه) وارد عرصه پيكار شدند و در اين نبرد پيروزمند نقش اساسي ايفا كردند.
پس از مدتي زمينه اجراي عمليات بيت‌المقدس در دستور كار يگان هاي رزمي قرار گرفت. حاج احمد علاوه بر مسئوليت خطير فرماندهي تيپ، در تمامي ماموريت هاي شناسايي شركت داشت و با نفوذ به قلب مواضع دشمن از نزديك راه‌كارهاي مناسب عمليات را شناسايي مي‌كرد.
در شب دهم ارديبهشت ماه سال 1361 عمليات بيت‌المقدس آغاز شد و رزمندگان تیپ محمد رسول الله به فرماندهي حاج احمد به مواضع دشمن يورش بردند. نقطه آغاز عمليات، منطقه دارخوين به سمت جاده اهواز – خرمشهر بود كه با عبور نيروها از رود متلاطم كارون به سمت دژ مارد جهت‌دهي شده بود. با وجود حجم سنگين آتش كور و بي‌وقفه يگان هاي توپخانه ارتش بعث عراق، رزمندگان اسلام توانستند نيروهاي دشمن را محورهای عملیات زمين‌گير كنند و كليه پاتك هاي آنها را دفع نمايند.
او به رغم جراحت وخيمي كه از ناحيه پا داشت حاضر به ترك ميدان نبرد نشد و با صلابت و اقتدار تمام از دژهاي مستحكم و ميادين متعدد مين، نيروهايش را عبور داد و در نهايت ساعت 11 صبح روز سوم خردادماه سال 1361 رزم‌آوران تيپ 27 حضرت رسول(ص) با جلوداري سردار حاج احمد متوسليان در كنار ساير يگانهاي سپاه به خاك مطهر خرمشهر قدم نهادند.
ايشان در عصر همان روز طي سخنان كوتاهي خطاب به دريادلان بسيجي در برابر مسجد جامع خرمشهر چنين گفت:
همه عزيزان ما كه تا امروز در خوزستان غوطه‌ور شده و به شهادت رسيده‌اند براي حفظ اسلام عزيز بوده هرچند داغ فراقشان جگر ما را سوزاند، اما خدا را شكر كه بالاخره توانستيم امروز با آزادي خرمشهر قلب اماممان را شاد كنيم.
در پي آزادسازي خرمشهر، حاج احمد در معيت ساير سرداران فتح خرمشهر به محضر فرمانده كل قوا حضرت امام خميني(ره) مشرف شدند. در آن ديدار حضرت امام خميني(ره) اين سرداران دلاور را به گرمي مورد محبت خويش قرار دادند.
حضور در لبنان
هنوز طعم شيرين فتح خرمشهر را در ذائقه‌اش احساس مي‌كرد كه خبر تلخ تهاجم ارتش صهيونيستي به خاك لبنان را شنيد.
او در اواخر خرداد سال 1361 طي ماموريتي به همراه يك هيات عالي‌رتبه ديپلماتيك از مسئولين سياسي – نظامي كشورمان راهي سوريه شد تا راه هاي مساعدت به مردم مظلوم و بي‌دفاع لبنان را بررسي نمايد.
 
نحوه اسارت
در چهاردهم تير سال 1361، اتومبيل هيات نمايندگي ديپلماتيك كشورمان در هنگام عبور از پست ايست و بازرسي برباره در شمال بیروت،توسط ‌مزدوران حزب فالانژ اتومبيل متوقف و چهار سرنشين خودرو مزبور به رغم مصونيت ديپلماتيك – توسط عمال رژيم تروريستي گروگان گرفته شدند .........

نوشته شده توسط سعید | لینک ثابت | موضوع: |